سلامی به سردی بهمن ماه - که ماه خونو قیامه
ببخشید که سلامم گرماش در رفت چون سردمه
و بنظرم جرات قیام مردم در بهمن ماه ۵۷ از رود خون جاری همخونائی بود که عشقو آبرو بودن
عشق و آبرو نوشتن ترانه ی فولکوریک طبری برای فیلم داستانی رهائی با قصه ی قیام رعایای یک روستا مقابله ارباب و کد خدای ده بود -بیداری در خواب -جرات در رخوت -رحمت در آفت - مشکی در خشکی - پرواز در قفس و از این داستانا ی فلسفی ضدو نقیض ... از جنس تب و لرز خودمونی![]()
سعی شد در لایه های زیرین ترانه - داستان اصلی قیام در داستان فرعی فیلم بگنجه
و خلاصه عشقو آبروئی که پر زدو رفت ![]()
ترانه را با کیفیت ۱۲۸دانلود کنید

عشقو آبرو
من بیمه زخمیو خسه /خردمه شه وسه غصه
( منه زخمی و خسته برای خودم غصه می خوردم)
ته بی که بیتی مه دسه / باوتی که تنهائی وسه
( تو بودی که دستمو گرفتی و گفتی تنهائی بسه )
دله تنگه شاد هاکردی / سره ره آباد هاکردی
( دله تنگمو شاد و منزلمو آباد کردی )
تا بدی مه حق بسوته / مه وسه فریاد هاکردی
( تا دیدی حقم سوخته برام فریاد کشیدی)
ته که عشقو آبروئی / عاشقونه پر بزوئی
( تو که عشقو آبروی منی عاشقانه پرواز کردی )
***
تا بدی صحرویه آفت بزه ره ( تا صحرای آفتزده رو دیدی )
بسوزنی ریشه های آفته ( ریشه های آفتو سوزوندی)
با ته مشت بیه هوا وارش بمو ( با تو ابر رحمت اومد و باران گرفت )
ونوشه چشمه ی جا تن دکته( و بنفشه ی صحرائی با چشمه ی زلال صمیمی شد)
من نتونسمه پرواز هاکنم( من توان پرواز نداشتم)
ته بی که مه دل ره جرات هدائی ( تو بودی که دلمو جرات دادی)
وا هاکردی شه پرو باله مه رو ( منو زیر چتر بال و پرت بردی)
مه ره با آسمون عادت هدائی ( و منو با آسمون عادت دادی)
ته که عشقو آبروئی / عاشقونه پر بزوئی
( تو که عشقو آبروی منی عاشقانه پرواز کردی )
آهنگ و اجرا : مقتدی غرباوی
تنظیم : احمد محمد زاده
ترانه سرا : رضا راد
تشنه ام اما نه بر آب فرات / آب می خواهم ولی آب حیات
آب در دست کمان دشمن است / تیر آن نامرد احیای من است (مرحوم آقاسی)

نذر بذر
تو دلم قصه ی پر سوز غمه غصه ی یه سینه سرخ حرمه
پیرهن مشکی و زنجیر و گلاب عشق من بوسه به شال علمه
آقا جون دلم با نورت روشنه یاد تو مرهم زخمای منه
بذر عشقی رو که کاشتی رو دلم تنها با نذرم جوونه می زنه
عاشقم عاشق بین الحرمین
یا ابا لفضل یا حبیبی یا حسین (ع)
تیشه بر ریشه ی سرو اکبره نیزه بر غنچه ی ناز اصغره
دشنه ای دستای عباس می دره کربلا شهر حسین بی سره
یه روزی چشمه رو بستن ظالما ولی ما اشکو نبستیم رو چشا
چشمه ی چشممون از تو جاریه مونده تو دل هنوزم عشق شما
عاشقم عاشق بین الحرمین
یا ابا لفضل یا حبیبی یا حسین (ع)
ترانه سرا : رضا راد
یا كريم و يا رحيم
شبی استاد محمد صالح علا پیشکسوت شعر و ترانه مهمون برنامه صندلی داغ بود طبق معمول برنامه -تصویری پخش شد تا ایشون نظر بده تصویری از صید ماهیهای کوچیک کلیکا
گریه و سکوت استاد ابتدا موجب خنده و بعدش سبب تعمق من شد نتیجه اینکه دوریالی افتاد
راستی چرا با وجود نهنگ و كوسه ماهي در دريا عده اي از ماهيگير ها دنبال صيد ماهيهای کوچو لو و کم حجم هستن ؟
ترانه ماهیگیر برداشتی آزاد از ترانه ماهیگیر استاد جهانبخش پازوکی با صدای مرحوم استاد مازیاره ( مرحوم عبد الرضا کیانی نژاد )
ترانه را با کیفیت ۱۲۸ دانلود کنید

ماهيگير
زنده باشي ماهيگير اي صبور و مهربون
دل به دريا مي زني واسه ي يه لقمه نون
زير طو فان و تگرگ مي روني قايقتو
موج دريا مي بينه نگاه عاشقتو
يكي پشت پنجره چشم به دريا مي دوزه
دست پر پينه ی تو زير آفتاب مي سوزه
ماهيگير يادت باشه خدا روزي رسونه
نمي زاره تو بري دست خالي به خونه
حرمت عاشقا رو تو نگهدار ماهيگير
مرغ ماهيخوار نشو بچه ماهي رو نگير
بچه ماهي مي تونه مثل تو عاشق بشه
دوست نداره اسيره توراي قايق بشه
تورو واكن ماهيگير بزار اون ماهي بره
زير دريا تو صدف عاشقش منتظره
چه خوبه كوسه ماهي یا نهنگ دل سيا
جاي ماهي كوچولو بشه طعمه ي بلا
خواننده : آرش مهر پرور
آهنگ و تنظیم : جواد جعفر زاده
ترانه سرا :رضا راد
نوازندگان
گیتار : امید حجت فیروز ویسانلو
ویلن : رسول بهبهانی جابر اطاعتی
فلوت : ناصر رحیمی
پیانو : محمد جواد جعفرزاده

دوستی با دوستانی که خیابونو با پیست موتور سواری اشتباه گرفتن نصیبم شد
تجربه ی خوبی بود تجربه ی مرگ شکر خدا که چشیدیمو حضرت عزرائیل رخصت داد
بهترین چیزی که بابت پست جدید بنظرم اومد ترانه ی مرگه از استاد ایرج جنتی عطائی
شما بفرمائید تنها تر از انسان در لحظه ی مرگ کییه ؟![]()

مرگ
تنهاتر از انسان، در لحظه ی مرگ
ساده تر از شبنم، رو سفره ی برگ
مطرود هم قبیله، محکوم خویشم
غریبه ای طعمه ی این کندوی نیشم
نفرینی آسمون، مغضوب خاکم
بیگانه با نور و هوا، هوای پاکم
تن خسته از تقویم، از شب شمردن
با مرگ ساعت ها، بی وقفه مردن
هم غربت بغض شب، مرگ چراغم
تو قُرُق زمستونی، اندوه باغم
ای دست تو حادثه تو بهت تکرار
پابسته ی این مردابم، بیا سراغم
تولدم زادن کدوم افوله
که بودنم حریص مرگ فصوله
خسته از بار این بودنم، نفس حبابم
بی تفاوت مثل برکه، بی التهابم
تشنه ی تشنه ی تشنه ام، خود کویرم
با من مرگ سنگ و انسان، تاریخ پیرم
من ساقه ی نورم، میراث مهتاب
تسلیم تاریکی، تو جنگل خواب
ای ساقه ی عطوفت، ای مرگ غمگین
برهنه کن منو از این لباس نفرین
ای دست تو جواب همه سوالا
از پشت این کندوی شب
منو صدا کن، صدا ...
خواننده : ابراهیم حامدی
آهنگساز : مرحوم واروژان
ترانه سرا : ایرج جنتی عطائی
آدم گاه بیگاه در دو راهی راه بیراه گیر میکنه
تنها کسی که اونوقتا مدد می رسونه :
خودخداست که خیلی بالاتر از نور ماه می درخشه
ترانه را از با کیفیت ۱۲۸ دانلود کنید

خود خدا
اگه بیراهه سیاهه راه همیشه روشنه
همسفر بزن به جاده وقت راهی شدنه
روی جاده ها شکفته گل سرخ و رازقی
آخر راه چشمه ی نور نور عشق و عاشقی
تو ی راه عاشقونه
هر کی رفته نبریده
عاشق نور از سیاهی
رو به خورشیدپرکشیده
هر پرنده شد برنده
تا خود خدا رسیده
تا خود خدا رسیده
تا خود خدا رسیده
با تو صد پنجره وا شد رو به نور و روشنی
با نگاه تو شکسته صد تا قفل آهنی
همسفر منو ببر تا لونه ی پرنده ها
تو بگو برام دوباره قصه ی برنده ها
تو ی راه عاشقونه
هر کی رفته نبریده
عاشق نور از سیاهی
رو به خورشیدپرکشیده
هر پرنده شد برنده
تا خود خدا رسیده
تا خود خدا رسیده
تا خود خدا رسیده
خواننده : مهدی گنجی
آهنگ و تنظیم : محمد جواد جعفرزاده
ترانه سرا : رضا راد

دل اسیر آرزوهای محاله
غبار پشت شیشه میگه رفتی
ولی هنوز دلم باور نداره
حالا راه تو دوره دل من چه صبوره...
کاشکی بودی و می دیدی زندگیم چه سوت و کوره ....

پایان راه شب
1
زیر این گنبد سیاه و کبود
پدرم ریشه ی شکفتن بود
با اذان چشم بسته ام بگشود
گوش من صوت حق ز او بشنود
2
پدرم مرد با صفائی بود
مظهر مهر و با وفائی بود
با دلی پر تپش زعشق و امید
جلوه ی رحمت خدائی بود
3
در دو چشمش نگاه می خندید
چهره اش مثل ماه می خندید
چون رسولش رئوف بود و بسیم
پدرم وقت آه می خندید
4
عشق او بود الفت و سازش
دعوتش وقت خشم آرامش
با خیال نیازمند و یتیم
دیدگانش همیشه در بارش
5
پدرم با در آمدی محدود
دستگیر فقیر و بیکس بود
با غم غمزده نمی آسود
جز مسیر کرم نمی پیمود
6
اغنیا را مشوق انفاق
فقرا را برادری دلسوز
غربا را چو آشنا همدم
پدرم ناشناس مانده هنوز
7
بین دنیا و هر چه بود و نبود
پدرم عاشق زیارت بود
عاشق جمکران منجی سبز
گل نرگس دل پدر بربود
8
صبحها پشت میز خیاطی
ظهر مسجد به روی سجاده
شامگاهان به وقت ذکر قنوت
دل به آستان حضرتش داده
9
لطف حق در طواف کعبه ی عشق
همچو پروانه ها پدر دل باخت
برق خورشید سبز رخ تاباند
بر دل صیقلش نظر انداخت
10
نور مهدی دلش منور کرد
عطر مهدی دمش معطر کرد
اذن خالق برای چشم پدر
انتظار فرج مقرر کرد
11
شد خیال پدر خوش و آرام
تا که شد سبز بر سر راهش
گوشه چشم مراد سوی مرید
همچو آبی بریخت بر آتش
12
آری آغاز عاشقی با یار
مثل پایان راه شب زیباست
پیش چشم سیه دلم افسوس
او حضورش همیشه ناپیداست
رضا را د مرداد ۸۸
بابا با وفا با صفا
چه رها بودی و بی ادعا
از ما بریدی و به مرادت رسیدی
در حسرت دیدار دوباره ی آقا آخرین منجی به آخر راهت سبکبالانه پرکشیدی
پروازت را بخاطر داریم که پرنده رفتنیست
چه پر درد بود سپردنت به خاک سرد
جای خالیت در طواف کعبه ی عشق نصیبم شد و من ناقابل چه نالایقم
در اول راهم و غم هجرت را صبوری باید
و یادم هست که هماره می گفتی :
شاید این جمعه بیاید شاید ...
آری آغاز عاشقی با یار
مثل پایان راه شب زیباست
پیش چشم سیه دلم افسوس
او حضورش همیشه ناپیداست
ترانه را از اینجا بشنوید

آخرین منجی
یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا
رویای تو شیرین ترین خیاله سیمای تو سرچشمه ی زلاله
پناه تو برام یه سایه ساره نگاه تو رو دشت دل می باره
آغاز تو کعبه نمازو مهره آواز تو مثه اذون ظهره
تن پوش تو ردای سبز پاکه رو دوش تو غصه ی اهل خاکه
آسمونی مسافر زمینی
تو پنهونی عاشقاتو می بینی
خورشید من سپیده ی رهائی
امید من منجی آخرینی
* * *
مرید تو همیشه چشم به راهه مراد تو مرهم زخم و آهه
عبور تو به سوی شهر نوره بی نور تو دنیا چه سوت و کوره
حضور تو مرگ شب تگرگه ظهور تو میلاد سبزه برگه
اشکای تو داغ دل زمونه چشمای من منتظرت می مونه
آسمونی مسافر زمینی
تو پنهونی عاشقاتو می بینی
خورشید من سپیده ی رهائی
امید من منجی آخرینی
خواننده : مقتدی غرباوی
آهنگساز : محمد جواد جعفرزاده
ترانه سرا : رضا راد
گروه نوازندگان
گیتار : فیروز ویسانلو
ویلن 1 و 2 : میثم مروستی علی جعفری پویان
کلارینت : بابک یوسفی
فلوت : ناصر رحیمی
پیانو : محمد جواد جعفر زاده
ناظر ضبط : آرش عادل پور
استودیو دریا

اشکای من پنهونیه
دستای ما از هم جدا
غم تو دلم مهمونیه
و من هنوز ... بارونی ام
ترانه را با کیفیت ۱۲۸ دانلود کنید

خاطره
وقتیکه بارون می زنه خاطره ی عشق منه
تنگه غروب آسمون لحظه ی تلخ رفتنه
چشمای تو بارونیه اشکای من پنهونیه
دستای ما از هم جدا غم تو دلم مهمونیه
شبای عشق و عاشقی شب بخاطر موندنی
حرف قشنگ اون شبا تو عشق اول منی
گذشته های عشق ما هر روز و شب بیادمه
تو خلوت فاصله ها سکوت تو فریادمه
بیادته اون شب دلت شکسته بود و بی پناه
نشسته بودیم من وتو به زیر چتر نور ماه
بیادمه اون شب چشات مثل گل بارون زده
به چشم من زل زدو گفت تو قلبتو به من بده
تو قصه هات پر از غمه روز خوشت خیلی کمه
حتی نباشی نازنین دوست دارم یه عالمه
شبای عشق و عاشقی شب بخاطر موندنی
حرف قشنگ اون شبا تو عشق اول منی
گذشته های عشق ما هر روز و شب بیادمه
تو خلوت فاصله ها سکوت تو فریادمه
وقتیکه بارون می زنه خاطره ی عشق منه
تنگه غروب آسمون لحظه ی تلخ رفتنه
چشمای تو بارونیه اشکای من پنهونیه
دستای ما از هم جدا غم تو دلم مهمونیه
آهنگ و اجرا : ماهان بهرام خان
ترانه سرا : رضا راد

در سالروز آزادی سازی خرمشهر سوم خرداد راز فهمیدمو با ذکر دو مطلب ناگفته از زندگینامه ی شهید محمد حسین فهمیده فاش می کنم
یا هوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووحق مدد![]()
دوباری که دل شیشه اییه این شیر بچه ی قمی شکست :
اولین بار وقتی بود که فرمانده در چادر فرماندهی به ممد حسین که مصرانه مشتاق اعزام به خط مقدم بود گفت : عزیزم برای اینکار هنوزخیلی بچه ای...
ممد حسین دلش شکستو و از چادر بیرون رفت ولی تصمیم گرفت با کاری ثابت کنه بچه نیست از جبهه فرار کردو تک و تنها زد به خط مقدم شبانه یک نگهبان عراقی رو با چاقو کشتو و لباس عراقی به تن برگشت به سنگر فرماندهی ...فرمانده هم کمی نه خیلی شرمنده شد از حرفش
ممد حسین رفیقی داشت هم سن و سال خودش بنام ممد رضا شمس که اونم بجهت ریزی جثه چند بار توسط فرماندهان به پشت جبهه منتقل شد و هر بار فرار کرد و دو باره برگشت به خط مقدم
دومین باری که دل ممد حسین شکست وقتی بود که این دوست همسنگرش زخمی شد و نمی تونست در زمان حصر خرمشهر وقتی که یک تانک عراقی به سمتش می اومد فرار کنه اینجا بود که فهمیده با بستن ده دوازده نارنجک به کمر از جون مایه گذاشتو گذشت بهر حال خوندن زندگینامه ی شهید حسین فهمیده نوجوان سیزده ساله ایرونی که ناگفته های زیادی داره به همه ی شما دوستان همترانه توصیه میشه
نوجوانی به زیر تانک رود
چه کسی تا کنون چنین دیده ؟
نیست افسانه واقعیست همه
سرگذشت حسین فهمیده
ولی سرگذشت جومونگ که صدا سیما عاشقشه یه افسانه بیشتر نیست
ترانه را با کیفیت ۱۶ از اینجا بشنوید![]()
...
شوخی کردم با بسته شدن سایت http://www.hotshare.net/ir/ دستم بسته

راز فهمیده
پشت يك ديواري از شن روي يك تپه ی خاكي
ما دو تا همسنگرو یار توي سرزمين پاكي
روز مرگ شهری خرم وقت سوختن شقايق
تابش برق نگاهت عشق آتشین عاشق
شبي كه شب وداع بود شب گلچيني از اون باغ
تو گذشتی و گذاشتی رو دل عاشق من داغ
مثل سینه سرخ عاشق پر زدی ای آسمونی
خاکو پس گرفتی باخون از تو برگشت استخونی
راز فهميده ام همينه عاشقای دست و دلباز
سر بازار پريدن سر ميدن براي پرواز
زنده ميشه خاطراتم با يه عكس يادگاري
عكس آخره من و تو اي خدا چه روزگاري
توي نخلستون غربت به تو کرده بودم عادت
تنها يادگارم از تو يه پلاك موند و يه تربت
زهره ی تو جرات من نور ماهه پیش زهره
نفسم تو سینه حبسه نفست اذون ظهره
غايب هميشه حاضر تو برو سفر سلامت
رهبر راهم تو هستي اي ابرمرد شهامت
راز فهميده ام همينه عاشقای دست و دلباز
سر بازار پريدن سر ميدن براي پرواز
خواننده : معین رستگار
آهنگساز : فرشید کوهیار
ترانه سرا : رضا راد

شهر دل غریب وبومی نداره
آدماش زنگی و رومی نداره
عاشقی رسم و رسومی نداره
عاشقانه ام بدون هیچ بهره ای از قواعد فن بیان با همین بند ساختارشو بدست آورد و خواننده ام هم وقتی توی این شهر دل بی در و پیکر وارد شد شرمنده شد و رسم و رسوم متعارف خوانندگی رو کنار گذاشتو و ترانه رو دلی اجرا کرد
شما هم یه سر بفرما به شهر دلمون
ترانه را با کیفیت ۱۶ از اینجا بشنوید

شهر دل
ابرای تو آسمونا هر کدومشون یه جوره
هم سپیده مثه برفه هم سیاهو سوتو کوره
روزی ابر یه سایبونه روزی رعدش نارفیقه
روزی خورشید دلنوازه روزی آفتابش ستیغه
شهر دل غریب و بومی نداره
آدماش زنگی و رومی نداره
عاشقی رسم و رسومی نداره
عاشقی رسم و رسومی نداره
زیر این گنبد نیلی ذات آدم رنگارنگه
خوب و بد هر کی که باشه یه جای کارش می لنگه
گاهی آدم یه فرشته گاهی وقتا مثه دیوه
جائی کاله جائی پخته درهمه رو شاخه میوه
شهر دل غریب و بومی نداره
آدماش زنگی و رومی نداره
عاشقی رسم و رسومی نداره
عاشقی رسم و رسومی نداره
خواننده : مقتدی غرباوی
آهنگساز : محمد جواد جعفر زاده
ترانه سرا : رضا راد


